X
تبلیغات
حرف های در گوشی

حرف های در گوشی

تمام شد! به همین راحتی

اینجا آخرشه

می خوام کس دیگه ای باشم!


+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 مرداد1389ساعت   توسط شب  | 

دختر هیز

توی خیابون پشت  سره یه دختری  راه میرفتم

پیش خودم فکر کردم  عجب هیکل خوب و بی نقصی داره

یهو دلم خواست

یکی هم بیاد پشت سره من راه بره و

همینو  بگه...!




+آره خواستم بگم منم خوش هیکلم!( بصورت غیر مستقیم)

+گاهی میشه  این پسرا  رو  درک کرد



+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 مرداد1389ساعت   توسط شب  | 

ناخن بلند واه واه واه

وقتی ناخن هاتو  بلند میزاری


وبعد  می خوای  بدنت  رو بخارونی


و جای  خراشش روی بدنت میمونه


به این فکر کن که


  بقیه فکر نمی کنن


 این  جای چنگ ها  کاره خودته






+ نوشته شده در  یکشنبه 17 مرداد1389ساعت   توسط شب  | 

معاشقه راه دور

وقتی تو نیستی

مجبورم

با خیالت معاشقه کنم!




+تو چیکار میکنی ؟


+ نوشته شده در  شنبه 16 مرداد1389ساعت   توسط شب  | 

حرفهای آواره

حرفم نمی آید

نه اینکه حرفی برای گفتن نداشه باشم

نه!

حرفها محکم خودشان  رو به مغزم چسبانده اند

حاضر نیستند این مغز بیچاره را رها  بکنند و بیرون بیایند

شاید فکر میکنند مغز من خانه عمه شان است

بیچاره حرفهای بی خانمان

بیچاره مغزم 

بیچاره من



+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 مرداد1389ساعت   توسط شب  | 

آدم جدید

تازگی ها دوست دارم خودمو توی موقعیت های جدیدی ببینم

چون از  روند زندگیم  دیگه خوشم نمیاد

من دارم  خیلی معمولی زندگی می کنم

از این معمولی بودن  خوشم نمیاد

دوست دارم توی  روند معمولی بودن  زندگیم  یه کاره  غیر معمول انجام بدم

دوست دارم یه کاری که  جرات انجام دادنشو  نداشتم

انجام بدم

مثلا دلم می خواد  که یه ج-ن-د-ه باشم

یا دوست دارم همجنس باز باشم

یا دوست دارم  سیگار  بکشم

جالبه برام

من از همه اینکارا به یه نحوی  متنفربودم

اما وقتی انجامشون بدم

شاید  به اون بدی هم به نظر نرسه

ولی  شاید




+ نوشته شده در  شنبه 9 مرداد1389ساعت   توسط شب  | 

آزادی فکر


اما من آزادم در موردت هر چی خواستم فکر کنم

تا وقتی که به روت نیوردم که چه جوری هستی

 حق نداری ناراحت شی

فهمیدی؟




+ بزار حداقل این یکی آزاد باشه

+وقتی ناراحت میشی چرا می پرسی؟

+ نوشته شده در  شنبه 9 مرداد1389ساعت   توسط شب  | 

اَنگولک...

 

وقتی توی خیابان در حال برگشتن هستی

و از کنار یه خانمی رد میشی و

اون یهو ضربه ی جانانه ای به یک پسر میزنه

و از اون فحش های مفهومی تحویلش میده

اون زمانه که غبطه میخورم

و میگم

چرا من دست بزن ندارم؟؟؟!




+واقعاً چرا ؟


+ نوشته شده در  جمعه 1 مرداد1389ساعت   توسط شب  | 

زندگی مسخره

توی  دنیای ما هیچ چیز دست خودمون نیست

تمام زندگیمون شده دیگران

از لباس پوشیدن گرفته تا اعتقادات

هر چیزی چه درونی باشه چه ظاهری یه جورایی تحت تاثیر دیگران شده

حتی مرگ و زندگی هم دیگران شدن

 وقتی آدم بدنیا اومدنش دست خودش نیست

و مرگش هم اصطلاحا دست خداست

چطور همه انتظار دارن زندگیتو خودت بچرخونی

خیلی بنظرم مسخره میاد

ما تمام عمرمون رو داریم واسه دیگران زندگی میکنیم

وقتی بخوایم 1 ساعتش رو واسه خودمون و چیزی که دوست داریم یا کاری رو که دوست داریم بزاریم

یا باید   سئوال جواب پس بدیم و سرزنش بشیم

یا اینکه  با دروغ مخفیش کنیم

خیلی مسخره بنظر میاد

من اصلا اعتقاد ندارم که دنیا ارزش زندگی کردن رو نداره

ولی می دونم ارزش این نوع زندگی  رو اصلا نداره

توی این زندگی همه می خوان به محدوده تو تجاوز کنن

حتی یه چیزه کوچیک هم نمیزارن که برای تو بمونه

حتی میخوان به فکرت هم تجاوز کنن

 و این بازم مسخره ست

وقتی همه زندگیت (یا اکثر زندگیت) دیگران باشه اون موقع ست

که میگی من چیزی رو  واسه از دست دادن ندارم

چون دیگه  هیچی وجود نداره که فقط متعلق به خودت باشه

 

می دونی ما  توی این زندگی خوب پرورش داده نشدیم

در حقمون اجحاف شده

خیلی چیزا رو که باید داشته باشیم نداریم

و خیلی چیزا رو که داریم به معنای واقعیی  خودشون نیستن

 

دنبال مقصر نمی گردم

چون پیدا کردن مقصر هم دردی  رو دوا نمیکنه

تنها راه این که بر خلاف جریان اب  شنا کنیم

به این امید که شاید روزی جهت جریان  (فبل از اینکه از نفس بیافتیم) تغییر کنه



+ نوشته شده در  جمعه 1 مرداد1389ساعت   توسط شب  | 

حس من

نمی دونم خوده ادما رو دوست دارم

یا حسی  رو که  اونها بهم میدن

مثل وقتایی که عاشق میشم

اون فرد اصلا چه  اهمیتی داره

فقط من مهمم که توی اون لحظه چه حسی پیدا می کنم

کلا میشه وجود افراد رونفی  کرد

وفقط  احساسی رو که بهمون میدن نگه داریم

جالب میشه...!



+نمی بینمت دیگه

+ تو همونی که منو می خندوند؟

+ولی فکره بدی نیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 تیر1389ساعت   توسط شب  | 

بی گناه


وقتی آدم عصبانی یا ناراحت میشه 

 دوست داره یه چیزی رو بشکنه

که خودشو خالی کنه.

 الان بد جور دلم هوای شکستن کرده

و جز این کیبورد چیزی دمه دستم نیست

بیچاره کیبورد

تنها گناهش اینه که توی یه زمان بد جای بدی قرار داشته!



تا حالا چند بار من کسی رو شکستم 

یا کسی منو شکسته

فقط واسه اینکه یه زمان بد توی یه جای بدی بودییممم؟

بدون هیچ گناهی!





+ما گاهی پست میشیم

+ما گاهی سگ شانس میشیم

+بعضیا گاهی از  بعضی شکستن ها به فا...  میرن

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 تیر1389ساعت   توسط شب  | 

محبت کوپنی

بعلت نقدینه کردن یارانه ها  خواهشمندم

محبت خود را هم

با من نقدینه حساب کن!

محبت کوپنی مثل اجناس کوپنی دردی  دوا نمبکنه

شاید نقدیش یه چیزی بشه



+مناسب حساب میکنیم

+تو رو خدا محبت!

+وظیفه ته


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 تیر1389ساعت   توسط شب  | 

آنها...

آنها بدنبال دوست دختر لاشی میگردند

ولی با دیدن

 یک دختر نجیب

کف و گوه قاطی می کنند.

 

  

+عجیبا غریبا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت   توسط شب  | 

عاشق شدم

عاشق چیزهایی شده ام

که ازشون متنفرم




+میگیری که چی میگم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت   توسط شب  | 

هر چه سریعتر

خیلی چیزا گفتنی نیست  

درک کردنیه

درکتو ببر بالا دیگه



+نیازمند  درک بالا هستیم!



+ نوشته شده در  یکشنبه 20 تیر1389ساعت   توسط شب  | 

کتاب بی مغز

چند وقته افتادم به کتاب خوندن

اما از روزی که شروع کردم

دیگه این مغزم کار نمیکنه

نمی دونم !



+می خواستم بهتر همه چیزو ببینم اما

+ناراحت با حالت متفکر


+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت   توسط شب  | 

تو فرق داری!!!؟

اینقدر ظاهر بین نباش

شاید یکی تو رو از ته دلش قبول داره

اما فقط ظاهرش اینو رو نشون  نمیده

تمام تلاشش رو میکنه که تو رو توی زندگیش راضی نگه داره

همه کاری میکنه که دنیای تو جای بهتری شه واسه بقیه

نگو  اون چیزی که تو دلش میگذره مهم نیست

خوب

تو خدایی!

ازت بیشتر انتظار دارم

پس خواهشا

اینقدر ظاهر بین نباش

+ نوشته شده در  شنبه 12 تیر1389ساعت   توسط شب  | 

فعلا هیچ!

من از دود سیگار بدم میاد

 از دود قلیون بیزارم

کلا از هر چی دود بدم میاد

ولی از دود سوختن ک... تو لذت می برم

 

 

 



 

-هر دفعه  بهت شاشیدم , بسه ت نبود؟

 -پس واسه همین هر دفعه تو رو می بینم خیس می شم؟!

 

 

 

 


 

من و تو آبمون که هیچ

فاضلابمون هم

 باهم توی یه جوی نمیره




+ نوشته شده در  جمعه 11 تیر1389ساعت   توسط شب  |